العلامة المجلسي
93
كتاب رجعت ( چهارده حديث ) ( فارسي )
ديدهام [ را ] خيره كرد وحضرت صاحب الامر عليه السّلام را ديدم كه روى به قبله به سجده افتاده به زانوها وانگشتان سبابه را به آسمان [ بلند ] كرده ومىگويد : « أشهد أن لا إله إلا اللّه [ وحده لا شريك له ] « 1 » وأنّ جدّى رسول اللّه وأنّ أبى أمير المؤمنين » پس يكيك امامان را شمرد تا به خودش رسيد ، پس فرمود كه : « اللّهمّ أنجز لي وعدى ، « 2 » وأتمم لي أمرى وثبّت وطأتى واملاء الأرض بىعدلا وقسطا » يعنى : « خداوندا [ به ] « 3 » وعدهء نصرت كه به من فرموده [ اى ] وفا كن وامر خلافت وامامت مرا تمام كن ، واستيلاء وانتقام مرا از دشمنان ثابت گردان وپر كن زمين را به سبب من از عدل وداد » ! ودر روايت ديگر چنان است كه چون حضرت صاحب الامر صلوات اللّه عليه متولّد شد نوري از أو ساطع گرديد وبه آفاق آسمان پهن شد ومرغان سفيد [ ى را ] « 4 » ديدم كه از آسمان به زير مىآمدند وبالهاى خود را بر سر ورو وبدن آن حضرت مىماليدند وپرواز مىكردند . « 5 » [ ودر روايت ديگرى نيز مىفرمايد ] « 6 » پس حضرت امام حسن عليه السّلام مرا آواز داد كه اى عمّه فرزند مرا دربرگير وبه سوى من بياور ! پس چون [ بر ] گرفتم أو را ، ختنه كرده وناف بريده وپاك وپاكيزه يافتم وبر ذراع راستش نوشته بود كه :
--> ( 1 ) . زيادة از مصدر . ( 2 ) . در مصدر : « اللّهمّ أنجز لي ما وعدتني » ( 3 ) . زيادة از مصحّح . ( 4 ) . زيادة از مصحّح . ( 5 ) . كمال الدّين 2 / 431 ح 7 . ( 6 ) . زيادة از مصحّح .